نظر علي الطالقاني

413

كاشف الأسرار ( فارسى )

پنجم : بيان غنا و نغمه‌ها و آوازهاى دلربا و خوشخوان ايشان . در حديث غدير كه گذشت رضا ( ع ) فرمود بر درختان پرميوه نشسته‌اند مرغان كه بدنهاشان از مرواريد و بالهاشان از ياقوت است و به انواع صداهاى خوش و آوازهاى دلكش خوانندگى مىكنند . 505 در حديث معتبر راوى به صادق ( ع ) عرض كرد مىخواهم از شما چيزى سؤال كنم كه شرم دارم . فرمود سؤال كن . گفت آيا در بهشت غنا و سرود هست . فرمود به تحقيق كه در بهشت درختى هست كه امر مىكند خدا بادهاى بهشت را كه بوزند ، پس از آن درخت آوازها ظاهر مىشود كه خلايق هرگز به آن خوبى سازى و نغمه‌اى نشنيده باشند . پس فرمود اين عوضى است براى آنكه در دنيا از ترس خدا شنيدن غنا را ترك نموده باشد . راوى گفت گفتم زياده بفرما . فرمود خدا بهشتى به دست خود آفريده كه ديده‌اى آن را مشاهده ننموده و مخلوقى به آن مطلع نگرديده ، در هر صبح خدا آن بهشت را مىگشايد و مىفرمايد زياده كن به اهل بهشت نسيم را ، زياده كن شميم را . اين است كه خدا فرموده : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ : 506 كسى نمىداند آن روشنى چشمها را كه خدا از براى او ذخيره و پنهان نموده . 507 مؤلّف گويد ملاحظه كنيد كه آن نسيم و شميم چقدر دلربا و روح‌افزا و خوش صدا و سرود و نغمه و غنا است كه صادق ( ع ) او را به اين وصف نمود و بعد از نغمه و ساز و غناى آن درخت و بعد از قول راوى كه زياده بفرما اين را فرمود . و در حديث معتبر ديگر ابو بصير به صادق ( ع ) گفت فداى تو شوم آيا حوريان را سخنى هست كه به آن تكلم نمايند . فرمود بلى ، سخنى با نهايت حلاوت و غنج و دلال ، خوانندگى كنند به صداى دلربائى كه خلايق مثل آن را نشنيده باشند . 508 و روايت كرده‌اند كه حوريان دست همديگر را مىگيرند و غنا و خوانندگى مىكنند به صداى چند كه خلايق مثل آن را نشنيده باشند . و در مجمع البيان احاديث بسيارى از حضرت رسول ( ص ) روايت كرده كه بهترين نعمتهاى اهل بهشت آن است كه حوريان براى ايشان خوانندگى مىكنند به حسن صوتى كه جن و انس نشنيده باشند اما نه به روش مضمار بلكه به تسبيح و تحميد و تقديس پروردگار . 509 اللّهم ارزقنا . ششم : بيان ولدان و غلمان ، يعنى پسران امرد و ساده كه ساقى و پياله گردان و خدّام ايشانند . فرمود در سورهء طور : وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ : دور مىزنند بر ايشان غلامان مخصوص ايشان كه از صفا و تلألؤ گويا لؤلؤ پوشيده در صدفند كه هنوز